این دهان بستی دهانی باز شد تا خورندهی لقمه های راز شد لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن چند خوردی چرب [...]
-
فکر نمی کردم انقدر زمان بگذره، سایت رو اوردم پایین تا طراحی جدید برای اون انجام بدم و با تحول یکجا دوباره آپ لود کنم، ولی خوب زمان،مشکلات نرم افزاری و سخت افزاری اجازه این کار را نداد. خوب مجبورم به مرور دوباره این کار رو انجام بدم. متاسفانه بخش های زیادی از اطلاعات قدیمیم [...]
-
امروز ۱۸ اردیبشت یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت و باز آغاز هفته جهانی صلیب سرخ و هلال احمر. هفته ای که به نوعی تا چند سال پیش برای من و برخی از دوستانم شاید از جایگاه دیگه ای برخوردار بود. می شستیم، حرف می زدیم و تصمیم می گرفتیم که آپولو [...]
-
بیا وقتی برای عشق هورا می کشد احساس به روی اجتماع بغض حسرت گاز اشکاور بریزیم بیا با خود بیندیشیم اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد اگر یک شب شقایق مرد تکلیف دل ما [...]
-
چرا بعضی برای عشق دل هاشان نمی لرزد چرا بعضی نمی دانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است، و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست و گویی میوه اخلاصشان کال است چرا شغل شریف و رایج این عصر رُجالیست چرا در اقتصاد راکد احساس [...]
-
ایستاده بودم و دل برکنده از کویر، همه تن چشم کردم و در چشم آسمان دوختم و همه جان نگاه کردم و در آن گوشه آسمان آویختم و در اعماق این کبود، به لذت جان سپردم و در آبی این دریا به عشق جان می گرفتم و غرقه مستی و بی خویشی، با آسمان عشق [...]
-
کلکسیون شاهکارای روزمره من داره یه جورایی تکمیل میشه ! خسته ام، از خودم، از زندگی، دوست دارم یه جور همین جا پیاده بشم. تو این چند وقته هم فشار روحی، هم فشار جسمی و هم فشار کاری بد جوری حالم رو گرفته. شاهکارهای روز مره هم داره به این فشارها اضافه می کنه. قبلا [...]
-
بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوط گرم کبوتر های مست نرم نرمک می رسد اینک بهار، می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت [...]






