• جستجو
  • خبرنامه
  • ۰نوای ماندگار افطار

    این دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده‌ی لقمه های راز شد لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن چند خوردی چرب [...]

  • ۰استاد محمد نوری در گذشت

    من نمی دونم آخه چرا؟؟ هر روز یه خبر بد، هر روز مرگ یه هنرمند یا شخصیت برجسته، هر روز زلزله، هر روز سیل،‌هر روز خشک سالی، هر روز و هر روز و هر روز. دیگه خبر خوبی هم تو دنیا مونده ؟! امروز هم که از صبح همینطور برام اتفاقای بد و بد و [...]

  • ۰آغاز دوباره

    فکر نمی کردم انقدر زمان بگذره، سایت رو اوردم پایین تا طراحی جدید برای اون انجام بدم و با تحول یکجا دوباره آپ لود کنم، ولی خوب زمان،‌مشکلات نرم افزاری و سخت افزاری اجازه این کار را نداد. خوب مجبورم به مرور دوباره این کار رو انجام بدم. متاسفانه بخش های زیادی از اطلاعات قدیمیم [...]

  • ۰هفته جهانی صلیب سرخ و هلال احمر

    امروز ۱۸ اردیبشت یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت و باز آغاز هفته جهانی صلیب سرخ و هلال احمر. هفته ای که به نوعی تا چند سال پیش برای من و برخی از دوستانم شاید از جایگاه دیگه ای برخوردار بود. می شستیم، حرف می زدیم و تصمیم می گرفتیم که آپولو [...]

  • ۰پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست !

    بیا وقتی برای عشق هورا می کشد احساس به روی اجتماع بغض حسرت گاز اشکاور بریزیم بیا با خود بیندیشیم اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد اگر یک شب شقایق مرد تکلیف دل ما [...]

  • ۱چرا بعضی …

    چرا بعضی برای عشق دل هاشان نمی لرزد چرا بعضی نمی دانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است، و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست و گویی میوه اخلاصشان کال است چرا شغل شریف و رایج این عصر رُجالیست چرا در اقتصاد راکد احساس [...]

  • ۲به یاد آن گذشته …

    ایستاده بودم و دل برکنده از کویر، همه تن چشم کردم و در چشم آسمان دوختم و همه جان نگاه کردم و در آن گوشه آسمان آویختم و در اعماق این کبود، به لذت جان سپردم و در آبی این دریا به عشق جان می گرفتم و غرقه مستی و بی خویشی، با آسمان عشق [...]

  • ۰گلچهره مپرس… آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد؟

    کلکسیون شاهکارای روزمره من داره یه جورایی تکمیل میشه ! خسته ام، از خودم، از زندگی، دوست دارم یه جور همین جا پیاده بشم. تو این چند وقته هم فشار روحی، هم فشار جسمی و هم فشار کاری بد جوری حالم رو گرفته. شاهکارهای روز مره هم داره به این فشارها اضافه می کنه. قبلا [...]

  • ۰نرم نرمک می رسد اینک بهار

    بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوط گرم کبوتر های مست نرم نرمک می رسد اینک بهار، می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت [...]

برگه‌ی بعد »

استفاده از مطالب وبلاگ با ذكر منبع بلامانع مي باشد © كليه حقوق مادي و معنوي براي نويسنده محفوظ مي باشد